تبليغاتX
webpics

بى خبرى , خوش خبرى
No news is Best news

۝ شتر ديدى , نديدى
You see nothing, You hear nothing

۝ عجله كار شيطان است
Haste is from the Devil

۝ فلفل نبین چه ريزه بشكن ببين چه تيزه

۝ کاچى به از هيچى
Somthing is better than nothing

۝ گذشتها گذشته
Let bygones be bygones

۝ مستى و راستى
There is truth in wine

تو ادامه بازم هست......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 1:42 توسط بنده خدا |

لره مي گوزه بچه هاش شروع مي کنن به خنديدن..

لره دستشو بالا مي کنه مي گه : خدايا اين شادي رو هيچ وقت از بچه هاي من نگيــــــــــــر

 

جايزه تبرك در قزوين ... يك سال استفاده رايگان از حميد ...!!!!

 

به يكي ميگن گوز چه شكلي ؟ ميگه حلقه اي. ميگن چرا ؟ ميگه چون هر وقت زنم مي گوزه مي اندازه گردن من

 

به غضنفر ميگن : با لوستر جمله بساز د ‌ميگه : من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوستر

 

به يکي ميگن: يک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه !!!
ميگه: دانشگاه آزاد اسلامي

+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 1:37 توسط بنده خدا |

زندگي هنر نقاشي كردن است بدون استفاده از پاك كن سعي كن هميشه طوري زندگي كني كه وقتي به گذشته برميگردي نيازي به پاك كن نداشته باشي.

 

يكي میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست . با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟؟!

 

به يكي ميگن عجب مملکت خر تو خری داريم ميگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هيچکی نفهميد.

+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 1:26 توسط بنده خدا |

شباهت زن با قهوه: هر دو شون آدم رو ريلكس ميكنن هر دو شون آدمو داغ نيگر ميدارن هر دو شون آدمو تا صبح بيدار نيگه ميدارن


 پنج تا جوجه مي رن حموم چار تاش جيغ و داد مي کنن اگه گفتي چرا ؟ ... چون يکي شون خروس بود

  تركه ميره رستوران ميگه: غذا چي دارين؟ گارسون ميگه: كاستيدگيلينكوفينوستا با ليمو! تركه ميگه: كاستيدگيلينكوفينوستا با چي؟


  آقاهه ميره سربازي، دور كلاش قرمزي،آچين و واچين....با صداي چي؟ با صداي مرغ.....يه مرغ دارم ر وزي 2 تا تخم ميكنه، چرا 2 تا؟ چون دستمال من زير درخت آلبالو گم شده....شايد پشت كوه انداختي؟ نه خير ، زنجير منو بافتي، بله . بابا اومده ، با كي اومده؟ اون كيه باهاش؟ چي چي آورده ؟ نخود و كيشميش ، با صداي چي؟ با صداي گاو ، گاو حسن چه جوره ؟ نه شير داره نه ............... واقعاَ نشستي همشو خوندي؟! متاسفم


  حضرت عيسي تو بهشت دنبال باباش مي گشت . يه پير مرد رو ديد که چوب ميتراشه . بهش ميگه : رو زمين کارت همين بود ؟ ميگه : آره . ميگه پسر داشتي ؟ ميگه زن نداشتم ولي خدا بهم يه پسر داد که گمش کردم ولي خيلي معروف شد . عيسي داد زد : پدر . پيرمرد داد زد : پينوکيو


  بيا مثل دوتا كبوتر پر بكشيم بريم روي بلندترين درخت لونه كنيم... بعد تو تخم بذار, منم ميرم گوجه بخرم املت بخوريم

+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 1:25 توسط بنده خدا |

اینو من نباید بهت بگم ولی تو یه عیب خیلی بزرگ داری   

 که... نمی شه دوست نداشت!

--------------------

آنقدر دل اتم پر بود که با شکافتنش دنیایی لرزید ،    

 دل من نیز پر بود ، وقتی شکست ، سکوتی کرد که به دنیایی می ارزید

--------------------

 یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کُند بشه! 

 

نه این که هیزمش زیاد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون...

--------------------

می گن شیشه عمر آدما اگه خیس بشه عمرشون کم می شه!


می دونستی چشات شیشه عمر منه؟

--------------------

هیچ می دونستی هربار که تو پلک می زنی من نفس می کشم؟


پس مواظب باش به کسی خیره نشی که من خفه می شم!

---------------------

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 3:56 توسط بنده خدا |

ترکه توي خيابون زل زده بوده به يه دختره، يه پيرمردي بهش ميگه: مگه تو خودت خواهر و مادر نداري؟ ترکه ميگه: چرا، ولي به اين خوشگلي نيستند

با بال شکــسته پر گشــودن هنــر است ***** این را هـمه ی پرندگـان مـی دانند

به سر دروازه هستي نوشتيم *** غم بي همزباني كشت ما را

بلای عشق تو در من چنان اثركردست ... كه پندعالم و عابد نمی‌كند اثرم قيامتم كه به ديوان حشر پيش آرند ... ميان آن همه مخلوق برتومی‌نگرم

بقیه در ادامه.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 12:50 توسط بنده خدا |